و اگر آدم هم مثل من آدم بود
و دلش ني لبكي بود حزين
مي سراييد به اندازه يك حنجره در گوش زمان
قطعه شعري از عشق
كه همين عشق سرآغاز من و عالم بود
قبل از اين بود جهان يكه و در تنهايي
ظلماتي كه يقين ماتم بود
پس جهان بي من
يا من بي عالم
بود چيزي كه در آن چيز وجودي كم بود
و تويي جان جهان
نيز منم كالبدي
ارزشي بود اگر
بودن ما
با هم بود
(محمد بهزاد اخگر دوست)