هی فاصله هی فاصله تکرار
تا کی به تماشای تو در جاده نشینم
تا کی شود اندوه تو بر شانه ام آوار
صدبار به خود وعده دیدار تو دادم
صدبار شکستم ز تو انگار نه انگار
از من چه توان گفت من سنگ تر از سنگ
از من مکدر شده حتی در و دیوار
برگرد مسافر به خدا سخت غریبم
حالا که به تنهایی خود کرده ام اقرار
بعد از تو کسی حال مرا هیچ نفهمید
من ماندم و دلتنگی و یک معبد پرخار