تبليغاتX
گریه کن دلت سبک شه...
      چشمهایم را می بندم. کسی انگار دلش مثل دل من گرفته است. موسیقی غمگینی می نوازد. ابرها  قدم زنان می آیند گوئی آنها هم از نوای آن موسیقی خوششان آمده است. بادها در حال دویدن هستند آنها هم می رسند. ابرها دلشان از دل من هم تنگ تر است. اشک در چشمان آسمان حلقه می زند. دیگر باد نمی وزد و باران نم نم می بارد. باران می بارد ولی کسی نمی فهمد که چرا آسمان می گرید. باران می بارد ولی کسی صدای هق هق اش را نمی شنود. صدای ضجه های آسمان مرا عذاب می دهد گاهی فریاد می زند و گاهی خاموش می شود. باران زار می زند مثل دل من. مثل اینکه می خواهد چیزی بگوید اما ، اما هیچ کس نیست که به درد دلش گوش دهد و او همچنان می بارد .

تولدم مبارک

این روزا اونقدر سرم شلوغ بود که داشت تولدم یادم می رفت اما از دوستای گلم که یادشون بود و با پیام های قشنگشون به من لطف کردن ممنون

+ نوشته شده در  شنبه 1385/06/25ساعت 11:19 AM  توسط زهره  | 

نیمه شعبان دیگری بی تو...

خدا كند كه بيايي

هر جمعه دارم من با خودم ميگم كه امروز تو مياي

 

اما وقتي كه ديگه غروب ميشه دلم مي دونه نميياي

 

هر غروب جمعه من با يه سبد ياس پرپر

مي شينم منتظرت تا تو بياي از سفر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/16ساعت 7:14 AM  توسط زهره  | 

                                       

۵ وارونه چه معنی دارد؟

 

 خواهر کوچکم از من پرسید..

                   من به او خندیدم          کمی آزرده و حیرت زده گفت:

 روی دیوار رو درختان دیدم...          باز هم خندیدم گفت:

دیروز خودم دیدم آرش پسر همسایه

               ۵ وارونه به پرستو می داد

 

 آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید

      بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:

"وقتی باران بی وقفه درد

        سقف کوتاه دلت را خم کرد

                بی گمان می فهمی

                ۵ وارونه چه معنی دارد..."  

       

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/08ساعت 7:4 AM  توسط زهره  | 

عزيزم  روز ميلادت مبارك

  هفت شهريور تا ابد شرمنده حضورت شد باور كن عزيزم

خودت مي دوني بذار هر كي نمي دونه هم بدونه بيشتر از هر چيزي دوست دارم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/07ساعت 1:56 AM  توسط زهره  |