تبليغاتX
گریه کن دلت سبک شه...

 اولين كسي كه عاشقش ميشي دل تور ومي شكنه و ميره

 * دومين نفري رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دل تورو بد تر مي شكنه ميزاره ميره * بعدش ديگه هيچي برات مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه نبودي

* ديگه دوست دارم واست رنگي نداره و اگه يه ادو خوب پيدا بشه باهات دوست بشه تو دلشو ميشكني تا انتقام بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...

اين طوري هست كه دل همه عاشقاي جهان مي شكنه و همه از دست هم دل خور ميشن

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 10:37 PM  توسط زهره  | 

ببخش اگه تو قصه مون دو رنگ و نا مرد نبودم , ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم,ببخش که مثل تو نشد خیانتو یاد بگیرم, اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بمیرم,ببخش اگه تو گریه هام دو رنگی و ریا نبود,اگه که دستام مثل تو با کسی آشنا نبود,ببخش اگه تو عشقمون کم نمی ذاشتم چیزی رو ,ببخش که یادم نمی ره اون روزای پاییزیرو,لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز ,نه نمیخوام گریه کنی برای من اشکی نریز

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 10:34 PM  توسط زهره 

آه ای خدای قادر بی همتا

از دیدگان روشن من بستان

شوق به سوی غیر دویدن را

لطفی کن ای خدا و بیاموزش

از برق چشم غیر رمیدن را

عشقی به من بده که مرا سازد

همچو فرشتگان بهشت تو

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 10:32 PM  توسط زهره 

به تو اي دوست سلام

 دل صافت نفس سرد مرا آتش زد

 کام تو نوش و دلت گلگون باد

 بهل از خويش بگويم که مرا بشناسي

 روزگاريست که هم صحبت من تنهاييست

 يار ديرينه من درد و غم رسواييست

 عقل و هوشم همه مدهوش وجودي نيکوست

 ولي افسوس که روحم به تنم زندانيست

با آرزوي موفقيت روز افزون براي شما

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/13ساعت 10:32 AM  توسط زهره 

الهی

    الهی به زیبایی سادگی !

                      به والایی اوج افتادگی !

                                        رهایم مکن جز به بند غمت

                                                                اسیرم مکن جز به آزادگی

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/13ساعت 10:31 AM  توسط زهره 

من زخم دلت بودم ، پوياي دلم گشتي
مرهم به دلت بستم ، غوغاي دلم گشتي
باران دلت بودم ، در كوه تنت پنهان
چون چشمه جوشان ، صحراي دلم گشتي

آنگه كه زدم پنجه ، برتار دلت اي دوست
موسيقي جانبخش ، روياي دلم گشتي
از شيشه بنا كردند ، بنيان دل تنگت
چون قصر بلورين ، دنياي دلم گشتي

چون شمع شدي سوزان ، برجان و دلم تابان
تا روشنك بزم ، شب هاي دلم گشتي
صورتگر نوپاي ، احوال رخت بودم
چون نقش چليپاي ، ديباي دلم گشتي

در مجمع دلداران ، مختار و رها بودم
چون سلسله مهري ، بر پاي دلم گشتي
آزاد و رها بودم ، در بند شدم اينك
شادم كه در اين محبس، ياراي دلم گشتي

مشتاق دلم بودي ، من باغ دلت گشتم
در كشتي بحر عشق ، سكان دلم گشتي
از هر نفست روحي ، از كالبدم خيزد
انفاس مسيحاي ، ايمان دلم گشتي

اسرار دل و جان چون شعر از نگهت ريزد
شيوايي هر شعر ، ديوان دلم گشتي
از نرمي و حسن و لطف، چون شاخ گلي بودي
تك شاخ گل سرخ ، گلدان دلم گشتي

اي شيفته جانان ، ديگر به چه مي تازي
اينك كه تو تك تاز ، ميدان دلم گشتي
رفتي و سبوي دل ، خالي ز شرابت شد
مي باز بر اين تشنه ، باران دلم گشتي

زين شرحه چه ها گويم ، اي شرح زبان من
آغاز دلم بودي پايان دلم گشتي
در تيرگي شامت ، شب تاب دلت بودم
چون ماه سپهر دل ، مهتاب دلم گشتي

گفتي كه مرا درياب ، اي تاب و توان دل
من تاب دلت گشتم ، بي تاب دلم گشتي
من فاتح دژهاي ، دل هاي كسان بودم
تو فاتح يكتاي ، ابواب دلم گشتي

آنگاه كه پيوستند ، جان من و تو در هم
آفاق دلت گشتم ، الهام دلم گشتي
گفتي كه برفت از دست ، آرام و قرار دل
آنگه كه شراب هجر ، ، در جام دلم گشتي

گفتم به نهان با تو ، از هجر چه مي گويي
اينك كه تو آغاز و ، فرجام دلم گشتي
گه گاه در انديشه ، رخسار تو مي ديدم

فرياد كه رخسار ، مادام دلم گشتي

ديگر مرو از پيشم ، مهمان دل ريشم
پيش آي كه چون شهدي ، در جام دلم گشتي
پايان رهي بوديم ، زين راز شديم آغاز
بر بال دلم بنشين ، پرواز دلم گشتي

اين راز مگو زنهار ، با بي خبران اغيار
گنجينه به دل بسپار ، همراز دلم گشتي
چون زمزمه اي گشتم ، كارام دلت باشم
آرام دلم بردي ، فرياد دلم گشتي

استاد بدم چندي ، در مكتب من بودي
اين رابطه وارون شد ، استاد دلم گشتي
اكنون كه بشد اينسان ، آباده ما ويران
در كوي پريشاني ، ميعاد دلم گشتي
گفتي كه به شب ها خواب ، از ديده گريزان شد
من خواب دلت گشتم ، بيدار دلم گشتي

گفتي كه دوائي كن زين زخم دل ما را
درمان دلت گشتم ، بيمار دلم گشتي
گفتم نفسم درماند ، آهسته نما اقدام
گفتي كه توئي راكب ، افسار دلم گشتي

از مهر چه مي خواهي ، اي تشنه اين چشمه
انكار همي بودم ، اقرار دلم گشتي

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/13ساعت 10:30 AM  توسط زهره 

منتظر مطالب بعدی ما باشید
+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/13ساعت 10:29 AM  توسط زهره  |